پسرم....
94-1-28
پسرم هفته خیلی سختی رو پشت سر گذاشتیم...برای همه 1 شوک واقعی بود اتفاقی که افتاد...واقعا چه حیف شد خاله جوونم.
این هفته کلا مراسم بود و همش تو رفت و آمد و گریه و .... خدا به همه مون صبر بده.
عزیزکم بابایی مهربون تو این اوضاع باز هم به فکر پسری بود و چند باری بردت پارک... و امروزهم بعد از مراسم برای اینکه روحیه منم عوض شه رفتیم شهر بازی..و شما گل پسری برای اولین بار سوار ماشین رالی بچه ها شدی و رفتی قصر بادی.. متاسفانه دوربین همرام نبود... خیلی لذت بردی پسرم. اصلا هم دلت نمی خواست بیای بیرون
امروز 3 بار رفتی پارک... به لطف بابایی.. 
عزیزکم این عکس ها مربوط به هفته قبله...



بلوز درآوردن پسری...





و اینم امشب که با اینکه خسته بودی ولی آخر سر رو پام خوابیدی..

نازنینم خدا نگهدارت

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



پسرم.... 


